كوپه شماره 14

Coupe No 14

قسم

قسم به تمامی درد ها و بغض هام
به لذتی که تو میبری از اشک هام

قسم به همین چند مصرع که تازه آغاز است
به این پرنده ی درون قفس که در حسرت پرواز است

قسم به تو به من به این عشق تباه شده
به این کاغذ سفید که حالا دگر سیاه شده

قسم به تمامی دوستت دارم هایی که نگفتی و گفتم
به همان آتشی که میگفتی نیست و من در آن می سوختم

قسم به خنده های تو میان دلواپسی هایم
به این من تنها مانده و بی کسی هایم

قسم به اوج شادی هایت میان آغوش دیگری
به تمام خاطراتی که زیر پا گذاشتی و طفلی که میبری

قسم به آینده ی مایی که می بینم و می گویی نیست
به لحظاتی شادی که داشتیم و حالا دیگر نیست

قسسم به غربتی که بعد رفتنت با من خواهد بود
به لحظه های تلخی که دستت در دستی غیر من خواهد بود

قسم به قاب عکسی که لب پنجره است
به زخم روی پیشانیم که از تو خاطره است

قسم به تمامی بودنم که بعد از تو دیگر نیست
به خانه ای که حالا از خنده های تو خالیست

قسم به عشقی که داشتم و نداشتی
به این خنجری که میان قلبم کاشتی

قسم به گریه های دخترمان میان آغوشم
به پیراهن سیاهی که برای عشقمان می پوشم

قسم به من ِ شاعر و این شعر ِ لعنتی که رو به پایان است
به اتومبیلی که منتظرت در خیابان است

قسم به همه ی اینهایی که گفتم و ادامه ای که دیگر نیست
بیرون این خانه در انتظار تو سیاهیست

----
سهراب کریمی
26 اردیبهشت 91

پ.ن : با احترام به فیلم Blue Valentine ساخته ی Derek Cianfrance

   + سهراب کریمی ; ٩:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/٢٦
    یادگاری دوستان ()

جمعه های کسالت بار

بعد از ظهر ِ کسالت بار ِ جمعه است

سکوتی مطلق و ازار دهنده

تمامی خانه را فرا گرفته

و من در این اندیشه ام :

که چرا خوشبختی

بیست سال است که تاخیر دارد ؟

---
سهراب کریمی
جمعه 22 اردیبهشت 91

   + سهراب کریمی ; ٤:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/٢٢
    یادگاری دوستان ()

گم بودم ...

حتی شب را

تسلیم خودش کرده بود

برق چشمانت

اما دریغ ...

دریغ که من

در میان تاریکی ذهن مشوشم

گم بودم ...!!!

----
سهراب کریمی
18 اردیبهشت 91

   + سهراب کریمی ; ٢:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٢/۱۸
    یادگاری دوستان ()

تنهایی مفرط

سرآغاز

یک تنهایی مفرط بود

رها شدنم

در دنیا

تنهاایی میان

7 میلیارد نفر

چون من

---
سهراب کریمی
18 اردیبهشت 91

   + سهراب کریمی ; ۱:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٢/۱۸
    یادگاری دوستان ()

دوست بدار بی هیچ چشم داشتی

و آنگاه که دوست میداری ُ

انتظار داری دوست داشته شوی

نه ...

این را عشق ننام ای دوست ، ای برادر !!!

دوست بدار

بی هیچ انتظار و توقعی

که دوست داشتن

نه یک کلام

نه یک واژه

که دنیایی است

مقدس!!!

دوست بدار ای دوست من

و عشق بورز

بی هیچ چشم داشتی

که عشق

جز از خود گذشتن نیست

---
سهراب کریمی
16 اردیبهشت 91

تقدیم به دوست و برادرم ا.ط

   + سهراب کریمی ; ٥:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/۱٦
    یادگاری دوستان ()

بهارنارنج

با تو
آرام ِ آرامم نازنین
با تو که بسان
بهارنارنجی در اردیبهشت


با تو
دورم از هرچه
اظطرابُ ، اشکُ ، بغضُ و دلتنگی

با تو
بسان کودکیم خفته در آغوش مادر ،
غـــرق در آرامــش مُــطلق

با تو آرامم ...
با تو نازنین
با تو که عطرت این روزها
تمام اهل خانه را مدهوش کرده ...

---
سهراب کریمی
10 اردیبهشت 91


پ.ن : بوی بهار نانرج تموم خونه و حیاط رو برداشته
دیدنشون و عطرشون یجور آرامش خاصی داره .

   + سهراب کریمی ; ۳:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/۱٠
    یادگاری دوستان ()

حالا دیگر تصمیم باتوست

تو برای من بسان اکسیژنی

بی تو

میمیرم


با تو

نفس میکشم

زنده می مانم

زندگی میکنم


حالا دیگر تصمیم باتوست

میتوانی بروی

میتوانی بمانی ... !!!

---
سهراب کریمی
6 اردبیهشت 91

   + سهراب کریمی ; ۳:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/٦
    یادگاری دوستان ()

گم میشوم در خودم ...

این روزها به هرکه سلام میکنی

از تو دلیل میخواهد !!!

*
تنها همین برای من بس است

تا که غریبه باشم با مردم شهری که در هر کلامت به فکر سود و منفعت خودشان هستند

سرم را در لاک تنهایی خودم فرو می برم / هدفون هایم را در گوشم می گذارم

و گز می کنم خیابانهایی را که پاهایم خوب با آنها آشنایند

میروم بدون هیچ مسیر مشخصی

و وقتی به خودم می آیم که کسی جلویم را گرفته است

و با نگاه عصبیش از من ساعت می پرسد

بی انکه من ساعتی بر دستم بسته باشم !

میان شلوغی خیابانها گم میشوم در خودم و خاطراتم

و تازه حس میکنم که من چـــقدر از گذشته ام دور شده ام!!!

بار دیگر خنده ی دختری که کنارم راه میرود مرا به خودم می اورد

صدایش را نمیشونم

هدفون هایم را بیرون می آورم و میپرسم :

- چیزی شده ؟

+ منو که نه ؛ ولی تو رو انگاری یه چیزی شده !!!

- متوجه نمیشم ؟

+ عاشقی ؟

می خندم ؛

از آن خنده های تلخی که سهم این روزهایم است

و تنها به گفتن جمله ای بسنده میکنم

- معشوق سالهاست که گمشده ... !!!

و ادامه میدهم راهم را و میپیچم در خیابانی دیگر

ساعتها یکی پس از دیگری سپری میشوند

و کم کم خورشید به سیاهی شب رنگ میبازد

حالا دیگر انگاری وقتش رسیده که بخانه برگردم

و به اتاقی که دلش برای هذیان گویی های شبانه ام تنگ شده

و دفترم که برگ سفید دیگری را حرام همین هذیان ها میکند


----
سهراب کریمی
4 اردیبهشت 1391

   + سهراب کریمی ; ٤:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/٤
    یادگاری دوستان ()

چشمانت آغازگر جنگ بود

براستی که

چشمانت آغازگر جنگ بود

و رقص موهایت در باد

نشان از مغلوبیت من

ساده فتح کردی دلم را

بی هیچ فریب و نیرنگی

تنها به نگاهی تسلیمت شدم

---
سهراب کریمی
24 فروردین 91

   + سهراب کریمی ; ٢:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱/٢٤
    یادگاری دوستان ()

کدامین از ما ...

به چشم من

تو همان پری قصه هایی

و به چشم بقیه

تنها یک فاحشه!!

کدامین

از ما

عینکمان را نزده ایم نازنین

تو بگو ....

---
سهراب کریمی
24 فروردین 91

   + سهراب کریمی ; ٢:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱/٢٤
    یادگاری دوستان ()

9 شبِ 16 ی فروردین

رفتی ُ ، وقت رفتنت باران بود

من سخت دلبسته بودم

ولی گذشتن از من ؛ برای تو آسان بود

کسی گفت : او خیلی وقت است که رفته

و نگاه من که هنوز به خیابان بود

کجای کار اشتباه کردم ؟؟؟؟

جوابی که میان انبوه خاطرات پنهان بود

ساعت 9 شبِ 16 ی فروردین یک نفر رفت برای همیشه

و مردی که هنوز زیر باران بود ...

---
سهراب کریمی
فروردین 91

   + سهراب کریمی ; ٢:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱/٢٢
    یادگاری دوستان ()

حال این روزهایم خراب است

چیزی نیست برای گفتن

فقط باید باشی ُ بیبینی

تا بفهمی

که چه اورده ای بر سرم ...

*
حال این روزهایم خراب است

خراب ... !!!

گواه اگر میخواهی

ادامه همین شعر

که نتوانستم تمامش کنم ....

---
سهراب کریمی
22 فروردین 91

   + سهراب کریمی ; ٢:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱/٢٢
    یادگاری دوستان ()

میان من و تو هنوز چیزی باقیست !

درست است که تو رفته ایُ انگاری

خیال بازآمدن هم نداری

اما میان من و تو هنوز چیزی باقیست !

چیزی که من و تو را هنوز ما میکند

چه چیز ؟ ...

نمی دانم!!!

فقط میدانم

این تویی که میان

سطر سطر نوشته هایم

جان می گیری و نفس میکشی ...

هنوز تو تنها بهانه ی نوشتن منی

و هنوز تمامی نوشته هایم

نشانی از تو دارد

*
برگرد

من میدانم هنوز بین ما چیزی باقیست

که ما را به فردا پیوند میدهد ..

پس برگرد

پیش از آنکه بیشتر از دیر شود ...


---
سهراب کریمی
فروردین 91

   + سهراب کریمی ; ٢:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱/۱٧
    یادگاری دوستان ()

شمعدونی

میدونم توام حال منو داری
تو این سه شنبه ی سال نو
توام دلگیر دلگیری
از این که نیستم کنار تو

بازم یه بهار دیگه
بازم ما کنار هم نیستیم
تلخه روزگار بی تو
ولی خودت که میدونی
ما مقصر نیستیم

آخ نمیدونی با چه عشقی
امسالم هفت سینو بی تو چیدم
تنها به امید اینکه
شاید این بهار تو رو دیدم

تو این خونه بی تو
تنهایی تنها حسیه که من دارم
خونه سرد و دلگیره
چقدر وقتی نیستی
از این خونه من بیزارم

کجایی تو عزیزتر از جونم
بگو چند سال دیگه
باید من بی تو
پای این سفره بشینم ؟

یه سال دیگه هم نو شد
یه بهار دیگه هم اومد
اینقدر دلتنگ تو بودم
نفهمیدم چطور یه سال طی شد

تنهایی تو این خونه
نشستم چشم براهت
دلم دلتنگه دلتنگه
فدای صورت ماهت

بگو چند وقته دیگه
باید بمونم تو حسرت چشمات ؟
دلم دریای خون شد
بیبینم روزگار
هنوزم بین خوشیهات
جایی مونده واسه ما
تو آینده و فردات؟

اصلا خدایا مار رو یادت هست ؟
میبینی مارو ؟
یا که حواست جای دیگست؟

بگو بیبینم
تا چند وقته دیگه
قراره جدایی سهم ما باشه ؟
میون تموم خوشی ها
غما فقط ازان ما شه ؟

بیخیالش ، خلاصه میکنم تموم حرفامو
نگفته ها خیلی زیاده
سرت اگه خلوت شد
یادت بمونه دو تا عاشق اینجا
منتظر معجزه هاته

تو اما ای عزیزتر از جونم
گمونم این بهار هم اگه نبینمت
بیشتر از این
دیگه نتونم که بمونم

فقط برگشتی اگه تو به خونه
شمعدونی رو طاقچه یادت بمونه
این شمعدونی وقتی نبودی
همدم تنهاایام بود
مونس دلتنگیا و بغض هام
رفیق شب گریه هام بود

یادگاری از من برای تو
خاطراتمو این شمعدونی
باشه که هر سال با دیدنش
یادم بمونی ....

---
سهراب کریمی
1 فروردین 91

   + سهراب کریمی ; ٧:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱/۱
    یادگاری دوستان ()

بیخودی شلوغش میکنید

بیخودی شلوغش میکنید

من منتظر هیچ اتفاق تازه ای نیستم

سال جدید هم

تکراریست بر سالهایِ بیهوده بودن

شادیی در کار نیست

هرچه هست

همان حال و هوای تنهایی و کسل ِ قبلیست ...
.
.
.
نه !!

اتفاق تازه ای در راه نیست

فقط قرارست

ما دوباره با آیینه ها در تکرارمان شریک شویم

---
سهراب کریمی
29 اسفند 90

   + سهراب کریمی ; ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/٢٩
    یادگاری دوستان ()

نو نمیشود این سال هم ...

نو نمیشود این سال هم ...

میدانم !!!

آغوشم که تهی باشد از تو

خبر از هیچ اتفاق تازه ای

نخواهد بود ...

تنها

یک سال دیگر

به تنهاییم اضافه خواهد شد

سال نو چیزی جز این نیست ...

---
سهراب کریمی
29 اسفند 90

   + سهراب کریمی ; ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/٢٩
    یادگاری دوستان ()